به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد؛ وقتی به کلمه انرژی فکر میکنیم، شاید ذهنمان ناخودآگاه به سمت بشکههای نفت، دکلهای گازی، نمودارهای خستهکننده اقتصادی و سیاستهای کلان برود؛ اما حقیقت این است که مقوله انرژی خیلی فراتر و گستردهتر از این حرفاست؛ از گرمای خانه در یک شب سرد زمستانی و روشن ماندن چراغ مدرسهها گرفته تا نفس کشیدن در هوای پاک و داستان پدری که نگران قبضهای آخر ماه است.
خاورمیانه یا بهتر است بگوییم غرب آسیا؛ در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ روزهای پرالتهابی را پشت سر گذاشت. با شروع بحرانها و درگیریهای منطقهای، امنیت انرژی دنیا به لرزه درآمد. آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که در سال ۲۰۲۶، دنیا مجبور شده ۳.۴ تریلیون دلار برای تامین امنیت و توسعه انرژی خود سرمایهگذاری کند که از این میزان ۲.۲ تریلیون دلار مستقیما به سمت انرژیهای پاک و زیرساختها رفته است.
اما در دل این طوفان جهانی، دو کشور منطقه یعنی ایران و ترکیه، هر کدام داستان و سرنوشت کاملا متفاوتی را تجربه میکنند.
ترکیه و پناه بردن به خورشید
اقتصاد ترکیه مانند ماشین پرقدرتی است که بنزین ندارد. این کشور برای روشن نگه داشتن چراغ خانهها و چرخاندن چرخ کارخانههایش، بهشدت به همسایگانش وابسته است.
در سال ۲۰۲۵، ترکیه مجبور شد مبلغ هنگفت ۴۷ میلیارد دلار را تنها برای واردات انرژی (نفت، گاز و زغالسنگ) بپردازد. وقتی بحران در تنگه هرمز و خاورمیانه اوج گرفت، قیمت جهانی نفت و گاز پرواز کرد و این یعنی یک شوک ویرانگر برای اقتصاد ترکیه.
اما مشکل ترکیه فقط واردات نیست. خشکسالیهای پیدرپی و کمآبی سدها، باعث افت شدید تولید برقآبی شده و سالانه حدود ۱.۸ میلیارد دلار به دلیل نیاز به واردات گاز بیشتر برای جبران این کمبود، روی دست اقتصاد ترکیه خرج میگذارد.
در ترکیه پدیدهای تلخ به نام «فقر انرژی» در حال گسترش است. فقر انرژی نه به معنای ناتوانی در پرداخت قبض؛ فقر انرژی یعنی یک عقبنشینی خاموش از استانداردهای اولیه زندگی. یعنی خانوادهای که در سرمای استخوانسوز زمستانهای آناتولی نمیتواند خانهاش را گرم کند، یا در تابستان کولر را خاموش نگه میدارد تا بتواند پول غذا را جور کند.
در آپریل ۲۰۲۶، وقتی دولت مجبور شد قبض برق خانگی را ۲۵ درصد گرانتر کند، فشار بر شانههای اقشار کمدرآمد جامعه سنگینتر شد.
با وجود تمام این سختیها و حتی پس از زلزله ویرانگر سال ۲۰۲۳ که زیرساختهای زیادی را نابود کرد، ترکیه تسلیم نشد. آنها متوجه شدهاند که تنها راه نجات، استقلال از سوختهای وارداتی و بهینه سازی مصرف است.
در مسیر بازسازی، ترکیه به جای تکرار اشتباهات گذشته، دست به یک انقلاب خاموش در بهینهسازی زده است. با حمایت بانک جهانی، پروژهای عظیم برای بازسازی و عایقبندی ساختمانهای دولتی، بیمارستانها و مدارس آغاز شده است که توانسته مصرف انرژی را در بیش از ۳۷۰ ساختمانِ بازسازیشده تا ۴۰ درصد کاهش دهد.
از سوی دیگر، برای جبران کمبودها و قطعیهای احتمالی ناشی از خشکسالی، ترکیه در حال ساخت یکی از بزرگترین پروژههای ذخیره انرژی با باتری به ظرفیت خیرهکننده ۳۳ گیگاوات است تا برق خورشید و باد را برای روزهای سخت ذخیره کند و همزمان برنامهریزی کرده تا سال ۲۰۳۵، مبلغ ۳۰ میلیارد دلار برای نوسازی و توسعه شبکههای انتقال برق خود سرمایهگذاری کند.
در بهار ۲۰۲۶، اتفاقی شبیه به یک معجزه رخ داد؛ لطف آسمان با بارندگیهای عالی همراه شد و سدها پر از آب شدند. نتیجه شگفتانگیز بود: در پنج ماه اول سال ۲۰۲۶، ۶۱ درصد از کل برق ترکیه توسط انرژیهای پاک (آب، باد و خورشید) تولید شد که در ۲۶ سال گذشته بیسابقه بود.
این تولید پاک و ارزان، قیمت برق در بازار عمده فروشی را در هم شکست و باعث شد دولت بتواند ۷۴۶ میلیون دلار در پرداخت یارانهها صرفهجویی کند. خورشید و باد، نه تنها هوای پاکتری به ارمغان آوردند، بلکه مرحمی بر زخمهای اقتصادی خانوادههای ترکیهای شدند. جالب است بدانید که در سال ۲۰۲۵، به دلیل همین توسعه پرشتاب پنلهای خورشیدی، قیمت عمدهفروشی برق در ترکیه طی ساعات اوج تابش آفتاب در روز، برای دهها ساعت به معنای واقعی کلمه به صفر رسید!
علاوه بر این، ترکیه با سرعت در حال تکمیل نیروگاه هستهای «آککویو» است؛ به طوری که تستهای نهایی و هیدرولیک سردِ واحد اولِ آن در اواسط سال ۲۰۲۶ با موفقیت انجام شد تا این نیروگاه عظیم در پاییز و زمستان ۲۰۲۶، برق پایدار و مطمئنی را روانه خانههای مردمش کند.
ایران، پادشاه بیچون و چرای منطقه
حکایت ایران؛ کشوری که روی اقیانوسی از ثروت خوابیده، اما در تابستانها با خاموشی و در زمستانها با هوای آلوده دستوپنجه نرم می کند. ایران با در اختیار داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان باید قطب بلامنازع انرژی باشد، اما فرسودگی تجهیزات، تحریمها و اقتصاد دستوری، این ثروت را به بحران تبدیل کرده است.
ریشه اصلی این درد را میتوان در یارانههای پنهان دید. در سال ۲۰۲۲، ایران رقم حیرتانگیز ۱۲۵ میلیارد دلار یارانه انرژی (نفت، گاز و برق) پرداخت کرده است. وقتی انرژی ارزانتر از آب معدنی باشد، هیچکس به فکر صرفهجویی، عایقبندی خانه یا استفاده از فناوریهای جدید نمیافتد.
در تابستان ۲۰۲۴، کسری برق ایران به ۱۴ هزار مگاوات رسید. کسبوکارهای کوچک، کارگاهها و حتی اینترنت مردم به دلیل قطعیهای ۳ تا ۴ ساعته روزانه فلج شد. اما این خاموشیها هم عادلانه نبود؛ گزارشها نشان میدهد مناطق مرفه شمال تهران تنها ۱ درصد خاموشی داشتند، در حالی که محلههای فقیرنشین جنوب شهر با ۳۲ درصد خاموشی دست و پنجه نرم کردند.
در کنار فرسودگی شبکهها؛ استخراج گسترده رمزارزها (مانند بیتکوین) برای کسب درآمد و دور زدن تحریمها نیز نقش مخربی دارد و به تنهایی حدود ۶۰۰ مگاوات از توان شبکه برق کشور را میبلعد و سهم مردم را در تاریکی بیشتر میکند.
تراژدی اصلی، اما در زمستان رخ میدهد. وقتی گاز به اندازه کافی برای خانهها و صنایع وجود ندارد، نیروگاهها مجبور میشوند سوخت مایع و بهشدت آلایندهای به نام «مازوت» را بسوزانند. در زمستان ۲۰۲۵، آسمان شهرهایی مثل تهران، اراک و همدان رنگ خاکستری به خود گرفت.
با این وجود، در میان تمام این تلخیها، روزنههای امیدی هم دیده میشود. فشارهای طاقت فرسای ناترازی برق، بالاخره مسئولان را به سمت انرژیهای تجدیدپذیر هل داده است. ظرفیت انرژیهای پاک ایران در عرض کمتر از دو سال ۱۵۰ درصد رشد کرده و از ۱۲۳۰ مگاوات به بیش از ۳۱۶۵ مگاوات رسیده است. مردم و بخش خصوصی در حال بیدار شدن هستند، هرچند مسیر طولانی و تحریمها سخت است.
شاید جالب باشد بدانید که حرکت به این سمت چقدر حیاتی است؛ به گفته سازمانهای داخلی ایران، راهاندازی هر ۱۰ مگاوات برق تجدیدپذیر میتواند سالانه ۵۶ میلیون متر مکعب در مصرف گاز طبیعی کشور صرفهجویی کند و مرهمی بر این ناترازی دردناک باشد.
مصرفگرایی یارانهای در برابر صرفهجویی اجباری
تفاوت فاحش در سیاستهای قیمتگذاری، سبک زندگی و رفتار مصرفی کاملاً متضادی را در خانههای مردم ایران و ترکیه رقم زده است. در ایران، به دلیل پرداخت یارانههای نجومی (معادل ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۲)، انرژی به قدری ارزان است که مصرفکننده هیچ انگیزه اقتصادی برای بهینهسازی مصرف ندارد. این ارزانی ساختاری باعث شده تا خانوارها به استفاده ناکارآمد از انرژی عادت کنند و اقداماتی نظیر عایقبندی ساختمانها یا استفاده از دستگاههای کممصرف در اولویت خانوادهها نباشد. نتیجهی این رفتار آن است که مصرف گاز در ایران پنج برابر بیشتر از ترکیه است، در حالی که بخش خانگی سهم بزرگی از این مصرف را میبلعد.

در نقطه مقابل، مردم ترکیه که کشورشان برای تامین گاز طبیعی وابستگی ۹۹ درصدی به واردات دارد، با قیمتهای واقعی و جهانی انرژی روبهرو هستند. این قیمتهای بالا، خانوادههای ترکیهای را به محاسبهگرانی دقیق تبدیل کرده است. در ترکیه، پدیده «فقر انرژی» باعث شده تا بسیاری از خانوادهها برای مدیریت هزینهها، حتی از استانداردهای اولیه رفاهی خود بکاهند؛ آنها در زمستانها برای فرار از قبوض سنگین، دمای خانه را پایین نگه میدارند و در تابستانها از روشن کردن کولر خودداری میکنند. علاوه بر این، کیفیت پایین عایقبندی در برخی از بافتهای فرسوده ترکیه باعث میشود که خانوادههای کمدرآمدتر مجبور باشند بخش عظیمی از حقوق ماهیانه خود را صرف گرمایش کنند. در یک کلام، در حالی که خانواده ایرانی در سایه یارانههای سنگین نیازی به مدیریت وسواسگونه مصرف نمیبیند، خانواده ترکیهای با مدیریت قطرهچکانی و صرفهجویی اجباری، سعی در بقای اقتصادی خود دارد.
پایان یک دوران و مسیرهای پیش رو
داستان انرژی این دو کشور در حال رسیدن به یک نقطه عطف تاریخی است. قرارداد ۲۵ ساله صادرات گاز ایران به ترکیه در جولای ۲۰۲۶ به پایان رسیده؛ در حالی که ترکیه با دیپلماسی زیرکانه و سرمایهگذاری روی گاز طبیعی مایع (LNG) و انرژیهای پاک، وابستگی خود را کم کرده و فعلا عجلهای برای تمدید این قرارداد ندارد، ایران درگیر ناترازیهای داخلی است و حتی برای تامین گاز مردم خودش در زمستان میجنگد.
در نهایت، ترکیه با اینکه منابع زیرزمینی و تحمل فشارهای سنگین اقتصادی را ندارد اما با مدیریت مصرف و آغوش باز به سمت انرژیهای پاک، در حال ساختن آیندهای روشنتر برای شهروندانش است. در این میان تا زمانی که ایران نتواند با اقتصاد جهانی آشتی کند و همچنین ساختار بیمار یارانهها را شجاعانه اصلاح نکند، ثروت عظیم زیرزمینیاش، به صورت دودی سیاه بر آسمان شهرها و زندگی مردم سایه خواهد انداخت.
خبرنگار: هانیه محمدی
نظر شما